|
چرا وقتی از تو جدا میشم باید بمیرم به جای اینکه وقتی مردم از تو جدا شم
|
تنهایی داشت میرفت که
دل گریست و برگشت

در امتداد تنهایی

محض خاطر آن همه خاطره نرو
کمی تحمل کن
ببین قطره های باران
وقتی از هم جدا میشوند
چه زود میمیرند

رنگی از تنهایی (۸)

اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را
اينگونه به خاك ره ميفكن ما را
ما در تو به چشم دوستي مي بينيم
اي دوست مبين به چشم دشمن ما را
نمی خواهم کسی با يار من سخن گويد
اگر چه قاصدم باشد که تا پيغام من گويد
نمی خواهم به گورستان رود آن يار محبوبم
مبادا مرده ای زنده شود با او سخن گويد

در رویاهایم تو شهر عشق قدم مي زدم گذرم افتاد
به قبرستان عاشقان خيلي تعجب کردم تا چشم کار
مي کرد قبر بود پيش خودم گفتم يعني اين قدر قلب
شکسته وجود داره؟! يک دفعه متوجه قلبي شدم که
تازه خاک شده بود جلو رفتم برگهاي روي قبر را کنار زدم
که براش دعا کنم واي چه مي ديدم!!! باورم نميشه اون
قلب خودم بود که اون رو شکسته بودن خیلی دلم به
حال خودم سوخت نشستم کنار قبرقلبم کلی گریه کردم
الانم که از رویا در اومدم باز گریه هام بند نمیاد ...
وقتي که من عاشق شدم
شيطان به نامم سجده کرد

عشق اگر باتو بیاید به پرستاری من
شب هجران نکند قصد دل ازاری من
روزگاری که جنون رونق بازارم بود
تو نبودی که بیایی به خریداری من
برگ پاییزیم و خسته دل از باد خزان
باغبان نیزنیامد پی دلداری من
Only_Dajes @ Yahoo.com
دروغه محضه بخدا من دیگه دوستت ندارم
اسم تورو روی لبم از روی عادت میارم
تو یکی از همین روزا میرمو تنهات میزارم
نیش دوستان بی وفا بدتر از نیش عقرب است
پس بزن عقرب که دردش کمتر است
طعم تنهایی من

واسه پرپر زدنم گریه نکن

يکي ميگريد تا ديگري بخندد

نمي ترسم كه بعد از رفتنت ديگر نمي آيي
كه برگشت تو از مهر است يا نفرت نمي دانم

شاید امروز که سیاهی ،رخنه کرده تو وجودم
بدونم که راستی راستی ، روزی عاشق تو بودم

بی تو در تنهایی