تبليغاتX
تنهایی درد نیست مرگ است
چرا وقتی از تو جدا میشم باید بمیرم به جای اینکه وقتی مردم از تو جدا شم

و من او را رها كردم

 

و چقدر سخت است عزيرترينت را رها كني

 

اما من او را آنقدر دوست دارم ،  كه او را رها مي خواهم

 

رها از تمام بندها و زنجير ها

 

هر چند كه او هيچ گاه در بند من گرفتار نبوده

 

چرا كه من خود اينگونه  مي خواستم

 

هيچگاه براي هميشه بودن با او، براي او بندي نساختم

 

اما من در بند او گرفتار بودم

 

اي كاش از بند او رها شوم همانگونه كه او با من از خود رها شد.

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 19:17  توسط DAJES  |